تبليغاتX
رویای صدا
۶۶  ۷۷  ۸۸  ۹۹

اعداد فوق یک رمز یا حتی یک بازی اعداد نیستند .

اعداد فوق حکایت از یک اتفاق نادر دارند که شاید هر ۹۹۸۸۷۷۶۶ سال برای دو نفر اتفاق بیفتد.

این شانس نیست. گواه است.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 19:43 توسط صابر پیربرناش |

دومین دندون درد زندگیم ..

چرا تا بحال "دندون درد" ریشه کن نشده ؟!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 22:24 توسط صابر پیربرناش |

اروپا آنطوری ..

ژاپن آنطوری ..

امریکا آنطوری ..

حتی افغانستان هم آنطوری ..

 

چرا ما اینطوری ؟!!

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 10:6 توسط صابر پیربرناش |

خسته ام.

روز هایی که هم بد و هم خوب تیک می خورند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 0:45 توسط صابر پیربرناش |

آنچه را که " چشم هایی خاص " می نامند

نزدیک که می شوی

  تنها " نگاهی متفاوت " جلوه می کند.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 2:53 توسط صابر پیربرناش |

کاش کمی وقت اضافه داشتم.  وقت استراحت.

این " اوقات فراغت"  مگه یه حق اجتماعی نیست ؟

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 0:18 توسط صابر پیربرناش |

این سال آخری

بیشتر از اینکه  فکر درس خوندن و اتمام پروژه ها باشیم

دنبال خاطره ساختنیم.

که راهی باشه واسه زنده کردن یاد این دوران.

تنها چیزی که میمونه فقط همین خاطراته

البته جز اون یه برگ کاغذ .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 0:57 توسط صابر پیربرناش |

یک مستطیل روی کاغذ بکش

و اون رو با مستطیلی که من کشیدم مقایسه کن.

اشکال کار دقیقا همین جاست.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:20 توسط صابر پیربرناش |

آیا هنوز دروغگو دشمن خداست ؟!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 21:41 توسط صابر پیربرناش |

روز خاص !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:3 توسط صابر پیربرناش |

ـ یک دفترچه ی نیلی دوست داشتنی .

 ـ تا دیشب قدرت یک تصمیم مثبت رو درک نکرده بودم.

ـ  حس نزدیکی!

ـ باز هم چهارشنبه .

ـ کاش میشد یک قطعه موزیک رو شوتید !

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 11:13 توسط صابر پیربرناش |

یک مسافرت خوب ٬ با نتایج بهتر .
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 22:33 توسط صابر پیربرناش |

ـ امروز ۷/۷/۸۸

ـ به من اعتماد نداری ؟!

ـ گرون داد که تخفیف بده. منم ...

ـ یعنی هر روز همینطور معمولیه ؟

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 23:21 توسط صابر پیربرناش |

خودکار مشکی و کاغذ کاهی!

+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 22:37 توسط صابر پیربرناش |

- ماهی پنجره رو باز کرد دریا ریخت تو اتاق...
- این همه سال کجا بودی؟
- زن ها باعث آلودگی هوا میشن!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 1:3 توسط صابر پیربرناش |

هر کی به من شبیه تره آدم تره !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 5:39 توسط صابر پیربرناش |

سرعت اینترنت در ایران

چکه کردن آب را به خاطر می آورد.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 0:46 توسط صابر پیربرناش |

آن مرد خدمتگزار پر ارزش ٬آن عشق ساخت و ساز در ورزش، آن چند شغله خستگی ناپذیر، آن مرد توصیه ناپذیر، آن علاقمند به فوتبال، آن مشاور اعظم فدراسیون فوتبال، آن تغییر دهنده نام پرسپولیس به پیروزی، آن جلوه دهنده شکست در المپیک پریروزی ٬آن پدر ورزش ایران، آن مبرز با روزنامه نگاران دلال، آن در افتاده با سازمان بازرسی، آن طرفدار مدیریت چند شغلی، مولانا و مدیرنا و رئیسنا محمد علی آبادی از بزرگان بود و صاحب مناصب و عناوین بسیار.

انتخابات آزاد

نقل است آنچنان دارای عظمت و شوکت بودی که کس را یارای مقابله با آن نبود و در کسب مناصب و پیروزی در انتخابات ورزشی چنان دموکراسی را رعایت کردی که او را مظهر آزادی و عدم توصیه در انتخابات قرار دادند و اینچنین شد که نماینده مجامع بین المللی ورزشی در سایر بلاد گشتی به جهت تائید انتخاباتی آزاد.

بلدیه

راویان شکرشکن پشت پرده ای گویند: مهندس را پست ریاست بلدیه تهران خوش آمدی و چنین بود که مقرر گردید تا مهندس رئیس بلدیه شوی و حاج حبیب مدیر پرسپولیس و چون اولی مقدر نشد و دومی شد، مهندس را خوش نیامد و فی الفور بر حاج حبیب غضب نمودی و حاجی را شرایط به گونه ای فراهم آمدی که فرار را بر قرار ترجیح دادی و تیم قهرمان را به مهندس سپردی الخ...

ارتباط نسیم و شقیقه

مهندس را در ارتباط دادن نسیم به شقیقه تبحر بسیار بودی آنچنان که ساخت و ساز را موفقیت در ورزش دانستی و نتایج درخشان المپیک پکن را به هیچ انگاشتی و این چنین بود که سالنی را در حومه مرکز به 30 روز به سقف و بهره برداری رساندی که چون آوازه این هنر به آن سوی مرزها رسیدی، اجانب مدتها به دنبالش بودی تا او را بربایند و از محضر شریفش استفاده کنند در راه آماده سازی مسابقات جهانی.

استقلال پیروزی جمهوری اسلامی

مهندس را شبی رویای صادقه دست داد که به ریاست مجمع دو تیم آبی و قرمز خواهد رسید و بدینسان در تظاهرات علیه طاغوت وقتی همگان شعار" استقلال آزادی جمهوری اسلامی" سر می دادند،او می گفت: "استقلال پیروزی جمهوری اسلامی" وچنین شد که بعد از تحقق رویای صادقه اش و جلوس ملوکانه اش بر صندلی ریاست مجمع سرخابی پایتخت در تریبون رسانه های مختلف اینگونه نطق برآوردی که مردم در زمان انقلاب شعار دادندی اینگونه: "استقلال پیروزی جمهوری اسلامی".

پدر ورزش ایران

به مصداق آنکه اعتیاد پدر سلامتی است، ظریفی، مهندس را پدر ورزش ایران نامید و این لقب مهندس را چنان خوش امدی که عزم جزم نمودی برای تربیت فرزند ورزشی اش(فوتبال) و بدینسان و از فرط علاقه به فرزند، خود را به چاه ویل انتخاباتی بس عظیم افکندی ولی چه سود که این مظهر عدالت و آزادی را یارای مقابله با خوارجی چون صفایی فراهانی و نهادی بنام فیفا نبود و چنین شد که به توصیه رئیس الوزرا از این انتخابات بیرون کشیدی و خار در چشم و استخوان در گلو سکوت کردی تا روزی در همایشی داد سخن از مهم بودن غضنفر نسبت به رونالدو سر دادی و نبود عنصری بنام آنالیز در فوتبال باشگاهی.

عشق خدمت

مهندس چنان عشق به خدمت، وجودش را فرا گرفتی که به نامه های فدایت شوم سازمان بازرسی مبنی بر رعایت حال و احوالش وقعی ننهادی و ترک پستهای متعدد ننمودی و تاکید نمودی که مرا از این شغلها درآمدی نباشد و تنها به خدمت می اندیشم و بس. و این از عدم شیفتگی اش به قدرت بودی و عشق مفرط در طریق خدمت به خلق.

به قلم صابر پیربرناش ـ روزنامه گل   ۱ شهریور ۱۳۸۸

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 22:12 توسط صابر پیربرناش |

استاندار مازندران: فرودگاه های مازندران به زودی یکی از زیبا ترین و مجهز ترین فرود گاه های خاورمیانه خواهند شد.(جراید)

راستش را بخواهید بنده نیز دفعه اولی که این خبر را خواندم حسابی خندیدم.

به مصداق اینکه خنده بر هر دردی دواست استاندار محترم بی شک این خبر را برای سلامتی احوال هم استانی هایشان مطرح کردند و لا غیر .

ایشان در ادامه وجود تعداد زیاد دانشجویان در استان را یکی از مهم ترین دلایل بر عزم استانداری بر اجرای این طرح اعلام کرده اند. آخر قربان زلف رعنایت بروم،دانشجو اگر پول داشت سوار هواپیما شود که دیگر دانشجو نمیشد.میرفت دنبال یک کار آینده دار ...

جناب استاندار در این خبر قول افزایش تعداد پرواز ها را هم داده اند. در این باب تعدادی از پروازهایی که در آینده از فرودگاه های استان بر قرار می گردند را به شرح زیر اعلام می داریم:

پرواز ساری _ ارمنستان (هواپیمای توپولوف اورجینال سالم )

پرواز نوشهر _ کره شمالی ( به کوری چشم جومونگ!)

پرواز ساری _ ساری  (همینجوری!!)

پرواز رامسر _مشهد ( هواپیمایی آریا قشم مجهز به زنجیر چرخ)

پرواز ساری _نکا (فرودگاه دشت ناز)

پرواز های متعدد بین المللی دیگر به زودی در همین ستون اعلام می گردد.

 

آقای استاندار یا واقعا معنی کلمات "مجهز" و "زیبا" را به خوبی فرا نگرفته اند یا نمی دانند که خاور میانه فقط شامل ایران و افغانستان و بنگلادش! و بوتان! نیست که به همین راحتی بخواهیم بهترین فرودگاه ها را در جمع آنها داشته باشیم.

جناب استاندار جهت اطلاع؛ فرودگاه جایی است که هواپیما از آن به پرواز در می آید و در آن فرود می آید.

(البته این تعریف بیشتر مربوط به کشورهای پیشرفته است. در کشور ما هواپیما از فرودگاه به پرواز در آمده و در بیابان با صورت فرود می آید!)

و خاور میانه مکانی است که دبی دارد و کویت و ...

 

البته بنده نگارنده حق را به ایشان می دهم.با این حقوق استانداری مگر می شود به کشور های دیگر هم سفر کرد و از کیفیت فرود گاه هایشان اطلاع حاصل کرد؟    قول می دهیم همین روزها در حد وسع خود مبلغی را تهیه کنیم تا استاندار محترم در سفری هر چند کوتاه از فرودگاه های منطقه بازدید نمایند تا شاید در نظرشان تأملی و تفکری ...!

جنابعالی که به فکر پیشرفت و تجهیز و سلامتی احوال هم استانی هایمان! هستید فرودگاه را بی خیال شوید  که هم گنج قارون می خواهد و هم عمر نوح . اینجا مازندران است،خبر افزایش فضای سبز و چمن و درخت و گل و بلبل را منتشر کنید که هم زیباست،هم هزینه ای ندارد و هم عملی است!!!

ما دانشجویان و خبرنگاران و بقیه اصناف و تشکل ها هم قول می دهیم با همان اتوبوس همیشگی سفر کنیم که به فرودگاه مجهز و زیبا نیازی نداشته باشیم.

 به قلم صابر پیربرناش ـ روزنامه وارش  ۸ شهریور ۱۳۸۸    

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 13:18 توسط صابر پیربرناش |

بعد ازپست آخر  "یکی" این رو بهم هدیه داد :

"تو تمام رنگ‌هايي.

وقتي همه‌چيزهاي خوب بوي تو رو مي‌ده.

رنگ ٍ تو رو داره. تو خود ٍ رنگين كموني.   "

زیبا ترین بود.  یادم می مونه .

 

+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 4:40 توسط صابر پیربرناش |

و من

 آخرین رنگ از رنگین کمونم ...

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 19:13 توسط صابر پیربرناش |

انتخاب ها

داشته ها  و

خواسته هام

همه

همیشه

خاص بودند. 

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 19:39 توسط صابر پیربرناش |

و اینک سکوت ...

 نه از جنس باخت !

سکوتِ سکون ...!!

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 14:10 توسط صابر پیربرناش |

دو قدم مانده به صبح .

* رقیب خفه شد از دروغ . 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 20:16 توسط صابر پیربرناش |

صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 12:11 توسط صابر پیربرناش |

نامه یک عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به احمدی نژاد :

جناب دکتر ٬ سکه اهدای تان را خرج میر حسین کردم.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 13:54 توسط صابر پیربرناش |

صبح نزدیک است.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 11:29 توسط صابر پیربرناش |

بیست و دوم خرداد یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت ...

 داد میزنم  " تولدت مبارک ایران ".

مطمئنم.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 14:25 توسط صابر پیربرناش |

بهار مازندران  نیز  امسال  سبز پوش تر.

* فقط ۱۳ روز تا صبح.

+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 21:2 توسط صابر پیربرناش |

سر آمد زمستان !!
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 1:51 توسط صابر پیربرناش |

 

T-CHAMRAN

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً